close
تبلیغات در اینترنت
اس ام اس جدایی
تبلیغات
بنر سایت اسکینک دات آی آر

دسته بندی
  • منوی اصلی سایت
    • راز عاشقی و سبک زندگی
    • عکس های عاشقانه
    • برنامه عاشقانه موبایل
    • ترانه ها و خاطره های شعر
    • نوشته های عاشقانه
    • رمان های جدید
    • اس ام اس های عاشقانه جدید
    • موزیک های عاشقانه جدید
    • دانلود تیتراژ سریال ها
    • کارت پستال
    • موسیقی های بی کلام عاشقانه
    • دانلود دکلمه با متن
    • کارت پستال های فلش عاشقانه
    • ترانه های مریم حیدر زاده با متن
    • شعر های عاشقانه کارت عروسی
    • آوای های عاشقانه انتظار همراه اول
    • پیشواز های عاشقانه ایرانسل
    • دل نوشته های شخصی
    • دانلود آهنگ های غمگین
    • وبلاگ نویسان عاشق
    • دانلود آهنگ های شاد عاشقانه
    • روانشناسی
    • آرشیو
      آمار و ارقام
      آمار مطالب آمار مطالب
      کل مطالب کل مطالب : 1451
      کل نظرات کل نظرات : 246
      آمار کاربران آمار کاربران
      افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
      تعداد اعضا تعداد اعضا : 199

      آمار بازدیدآمار بازدید
      بازدید امروز بازدید امروز : 952
      بازدید دیروز بازدید دیروز : 2,970
      ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 3
      ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 3
      بازدید هفته بازدید هفته : 8,947
      بازدید ماه بازدید ماه : 30,099
      بازدید سال بازدید سال : 64,917
      بازدید کلی بازدید کلی : 855,837

      اطلاعات شما اطلاعات شما
      آِ ی پیآِ ی پی : 54.90.202.184
      مرورگر مرورگر :
      سیستم عامل سیستم عامل :
      آخرین کاربران
      درباره ما
      بهـ او بگوییـــد دوستـــش دارمـبه او که قلبــــش بهــ وسعتــ یلداستـــــــــکهـ قــایــق دلــ منــ در آن غرق شدهــبهـ او کهـ مرا از اینـ زمینـ خاکــیـ بهـ سرزمینـ نور وشعــرو ترانهـ بــردو چشمهایمــ را بهـ دنیاییـ پــر از زیباییــ بـــاز کرد ...بــه او بگوییـــد دوستــش دارمــبه او که گلــ همیشهــ بهــار من اســتــبه او که قشنگترینــ بهانهــ برایــ بودنــ منــ استــو به او که عشــق جاودانهـــــ منــ استـــ .به او بگوئید دوستش دارم، و او، هرگز،ندانست.
      لینک دوستان
      صفحات جانبی

      تبلیغات
      Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
      ورود کاربران
      نام کاربری :
      رمز عبور :

      رمز عبور را فراموش کردم ؟
      عضويت سريع
      نام کاربری :
      رمز عبور :
      تکرار رمز :
      ایمیل :
      نام اصلی :
      کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد
      محبوب ترین ها
      مطالب پیشنهادی
      جدید ترین مطالب
      پشتيباني آنلاين
      ارتباط با مدیر
      نظرسنجي
      نظرتون در مورد سایت چیه؟






      نظر سنجی در مورد قالب جدید





      تبلیغات متنی

      جستجوگر پیشرفته سایت






      آخرين ارسال هاي تالار گفتمان



      کمی طاقت داشته باشید...
      عنوانپاسخبازدیدتوسط
      1298shayan22
      0277rahbar
      0231rahbar
      0236rahbar
      0245rahbar
      0189rahbar
      0220rahbar
      0246rahbar
      0273rahbar
      0214rahbar
      0195rahbar
      0199rahbar
      0221rahbar
      0221rahbar

      اس ام اس جدایی



      بدون اینکه “مار” ی در کار باشد
      مزه ی “زهرمار” را میچشم وقتی نیستی…
      .
      .
      .
      تا نباشد این جدایی ها، نداند قدر یاران را،
      کویر خشک می داند، بهای قطره باران را…
      .
      .
      .
      ندارم لحظه ای از تو رهائی / امان از عشق و این رهائی
      تمام ترس من ناگفته پیداست / مبادا بین ما افتد جدائی . . .
      .
      .
      .
      گفـــــته بودمـ بی تـــو سخــــت میگــــــذرد بـی انـصـافــــــــ !
      حـــــرفمـ را پس میگــیرمـ
      بــی تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـیگــــــذرد …
      .
      .
      .
      جدا ماندن از کسی که دوستش داری
      فرقی با مردن ندارد
      پس عمری که بی تو میگذرد
      مرگیست به نام زندگی
      .


      .
      .
      چشمامو وقف تــو کردم ،
      دل به خلوت تــــو بستم ،
      هم ترانه پس کجایی ؟!
      من که مردم از جدایـی ،
      دل شکسته و غــریبم ،
      جون میدم اگـــه نیایی
      .
      .
      .
      بـــاد آورده را بــــاد مــی بــــرد ، قــبـول !!!
      اما تو که با پاهای خودت آمده بودی ، چرا ؟!
      .
      .
      .
      رفت و دیگر ندارمش
      تقصیر خودم بود
      ته این همه شعر که برایش نوشتم
      نقطه نگذاشتم.
      .
      .
      .
      خدا خیــــر بدهد این کفشــــهای بنـــــد دار را!
      که رفتنتــــ را دقیقــــه ای به تاخیــــر می اندازنـــد…
      .
      .
      .
      حافظ هم ..
      از من کلافه است !
      بس که ..
      آمدنت را فال گرفتم !
      .
      .
      .
      ” او رفت ”
      .
      و این خود
      شعر بلندی است …
      .
      .
      .
      جدایی به روز آدم چیزی نمی آورد …
      به شب آدم، اما … !
      .
      .
      .
      گلم خاری شد و با بادها رفت
      اثر از ناله و فریادها رفت
      خیال وصل می پختیم هیهات
      چه آسان می توان از یادها رفت
      .
      .
      .
      در یک لحظه تمام شد
      او رفت…
      دو کلمه ای که معنای زندگی ام را برای همیشه تغییر داد . . .
      .
      .
      .
      جداکه شدیم هر دو به یک احساس رسیدم
      تو به فراغت من به فراقت . . .
      یک حرف تفاوت که چیز زیادی نیست . . .
      .
      .
      .
      حالا که رفته ای
      غمگینم
      به سراغ حافظ می روم
      همین را می گوید:
      « برود از دل ِ من
      وز دل ِ من آن نرود »
      .
      .
      .
      رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن / ابتدای یک پشیمانیست حرفش را نزن
      گفته بودی چشم بردارم از چشمان تو / چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن
      .
      .
      .
      آخرین بـاری کـه از تـه دل
      بـرای رفـتـنـت گـــــریـه کــردم
      گـفـتـی: تـمـامـش کـن . . .
      از آن روز
      بـه احـتـرامـت
      چـنـان از تـه دل مـی خـنـدم
      کـه گــاهــی فــرامــوشـــم مـــیـشــود
      رفـــــتـــــه ای …
      .
      .
      .
      مداد را برداشتی . . .
      طرح مرا نه آنگونه که هستم ..،
      همانگونه که می خواستی کشیدی ..،
      تمام بهانه رفتنت این است که عوض شده ام ..،
      مداد را برمی دارم، طرح تورا همانگونه که هستی می کشم..،
      می توانی بروی…
      .
      .
      .
      جدایی درد بی درمان عشق است
      جدایی حرف بی پایان عشق است
      جدایی قصه های تلخ دارد
      جدایی ناله های سخت دارد
      جدایی شاه بی پایان عشق است
      جدایی راز بی پایان عشق است
      جدایی گریه و فریاد دارد
      جدایی مرگ دارد درد دارد
      خدایا دور کن درد جدایی
      که بی زارم دگر از آشنایی

      .

      .

      .

      نمی خواهد مرا «عاق» کنی؛
      همین که نگاهت رنجیده باشد؛
      دنیای من، جهنم است …!
      .
      .
      .
      من مانده ام
      و انبوهی از اندوه
      و تو بهانه ی چشمانم کمی آرام تر از دیدگانم جدا شو . . .
      .
      .
      .
      من از اعدام نمیترسم!
      نه از “چوبش” نه از “دارش”
      من از پایان بی دیدار میترسـم
      .
      .
      .
      من هم مثل همـه ی آدمـهــا /درد/ دارم …
      حتـمـاً کـه نـبـایـد جـای ِ زخـم هـایـم را
      بـه شمـا نـشان دهم
      .
      .
      .
      خیلــــی وقــــتا بهــم میگن :چرا میخنــــدی بگو ما هــــم بخنـــدیم…
      اما هرگــــز نگفتــن:چرا غصــــه میخوری بگـــو ماهــم بخــوریم…
      .

      .
      .
      آدمــــــا
      گاهی لازمه چند وقــت کرکره شونو بکشن پاییـــن
      یه پارچـــه سیـاه بزنن درش و بنـویسن:
      کسی نمـــــــرده
      فقط دلـــــــــم گرفتــــــه…!
      .
      .
      .
      مــــــاه همیشه پشت ابر نمی ماند
      گاهی …
      پشت دستهای توست
      وقتی گریه می کنی ..!!
      .
      .
      .
      من تمنا کردم
      که تو با من باشی
      تو به من گفتی
      - هرگز، هرگز!
      پاسخی سخت و درشت
      و مرا غصه این
      هرگز، کشت…
      .
      .
      .
      دل درد گرفته ام از بـس فنـجان های قهوه را سر کـشـیده ام،
      و تو . . .
      ته هیـچـکدام نـبـودی . . .
      .
      .
      .
      سکوت و خلوت بغض شبانه
      چه دلگیر است بی تو حجم خانه
      تو رفتی و دلی دارم که هر دم
      برای گریه می گیرد بهانه
      .
      .
      .
      گـــاهــــــــی اینـقـــــــدر بـــد می شکـــنم
      که جز بیرون انداختنم راه دیگری نیست…
      .
      .
      .
      آینه بهترین دوستمــه !!
      چون وقتی‌ گـریـه می‌کنم ، نمی خنده …
      .
      .
      .
      اعصابم این روزها عین بیسکویت شده …
      از اون بیسکویت هایی که یک هفته میمونه ته کیفت ، که یادت میره بخوریش …
      همون ته له میشه ، خورد میشه ، پوووووودر میشه !
      .
      .
      .
      قـــدم نزن
      این جـــا…
      این شعـــر ها ، آن قدر بارانی اند
      که می ترســم تمام لحظه هایتـــ خیس شوند…!
      .
      .
      .
      نــــامــــردهــــا …
      ” چـــــند بُـغــض ؟ ” بـه یــک گــــلو …!؟
      .
      .
      .
      یـا دیـوار هـاے مـا مـوش نـدارنـد یـا مـوش هـا کـر شـده انـد ،
      و نـمـے شـنـونـد صـدای نـالـه هـاے پـر از بـغـضـم را . .
      مـوش هـم مـوش هـاے قـدیـم . .
      .
      .
      .
      دلم را می پیچم لای پتو
      شاید سرما نخورد
      از بس که رفتار این روز هایت سرد است …
      .
      .
      .
      آنـــقدر نـفس مـی کــشم …
      تـــا ،
      تمـــام شـود..
      همـه ی آن “هـــوایــی” کـه ،
      ســـراغ ِ تـــو را مـی گــــیـرد …
      .
      .
      .
      تا دوبــــاره دیدنتــــــــــــ …
      این تختــــــــــــ خواب را وارونه خواهــــم خوابید
      خیانتــــــــــــ است به تــــو
      ســــر بر کنار خیالتــــــــــــ گذاشتن….
      .
      .
      .
      با تو بودن را تصویر کردم … بی تو بودن را ، تجربه !
      این بود سهم من از رویا تا واقعیت …
      .
      .
      .
      من بر چشمانم پارچه ای سیاه خواهم بست
      تا هیچ چیز را نبینم
      نه شکنجه را و نه چراغها را
      تنها صدایشان را خواهم شنید
      و هر چه را که بشنوم
      لب باز نخواهم کرد
      چرا که دهانم بوی مرگ می دهد
      .
      .
      .
      من بر چشمانم پارچه ای سیاه خواهم بست
      تا هیچ چیز را نبینم
      نه شکنجه را و نه چراغها را
      تنها صدایشان را خواهم شنید
      و هر چه را که بشنوم
      لب باز نخواهم کرد
      چرا که دهانم بوی مرگ می دهد
      .
      .
      .
      می گویند : شاد بنویس …
      نوشته هایت درد دارند!
      و من یاد ِ مردی می افتم ،
      که با کمانچه اش ،
      گوشه ی خیابان شاد میزد…
      اما با چشمهای ِ خیس … !!
      .
      .
      .
      خیـــــــــرهـــــ بـــِهـ مَـــــردُمـــــــــ
      نِشـــــَســــتهـــ اَمـــــــــ
      تَنهــــــــــآیِ تَنهـــــــــــا
      نَهـــــــ کَسیـــــــ حالَمــــــ رآ میــــــــ پُرسَــــــــد
      نَهـــ کَسِیـــــ هَوآ یَــــمــــ رآ دآرد
      عیــــــبیـــــ نَدآرد
      سآلـــهآســـتـــــ بــِهــ ایــن زِنــدِگـیـــــــــ عــــآدتـــــــــ کـــــــَرده اَم!
      .
      .
      .
      بســـ کنــــ سآعتــــ…..
      دیگــــــر خستـهـ شده امـــ….
      آرهـ مَنـ کم آورده امــ….
      خودمــ میدآنمــ کهـ نیستـــ…
      اینقدر بآ بودنتـــ نبودنشــ رآ به رُخـــَم نکشـــ!
      .
      .
      .
      چه زخم هایی بردلم خورد؛
      تا یــــاد گرفـــتم…
      که هیــچ نـــــوازشی،
      بـــــــــی درد نیست . . .
      .
      .
      .
      پرم از بغض …
      بغض هایی که نمی شکنند …
      بغض هایی که همانند جلادی گردنم را گرفته اند و می خواهد مرا خفه کنند …
      پرم از بغض هایی بی رحم…
      .
      .
      .
      چـــــــه رنج آورست…
      می ســــــــابم با سوهــــــــانی…
      تــــــــــمامیِ خطــــــــوطِ اندامـــــــــم را
      تا شـــاید پاک کنم…
      اثــــــرِ لــــــمسِ سر انگــــــــشتانت را از اعــماقِ تار و پــــــــودم
      .
      .
      .
      شاید دل من عروسکی از چوب است
      مثل قصـــــه ی پینوکیــو محبوب است
      اما چه دماغـــــــــــی داره این بیچاره
      از بس که نوشته: “حال من هم خوب است.!!
      .
      .
      .
      دلـــم یـک غــریبــه مـی خــواهـد
      بیـــایــد بنشینــد فقـــط سکـــوتــ کنـد
      و مـــن هــی حـــرفـــ بــزنــم و بـــزنـــم و بــزنــم
      تـــا کمــی کـــم شــود ایـن همــه بـــار …
      بعـــد بلنــد شـــود و بـــرود
      انگــــار نــه انگـــار …!
      .
      .
      .
      زندگی غمکده ای بیش نبود
      سهم من جز غم وتشویش نبود
      به کدام خاطره اش خوش باشم که کدام خاطره اش نیش نبود
      .
      .
      .
      کـاشــکـی تـَلـخـ ـی زنـدگــی…کـَــمـی اَلـکـل داشـتــ …
      شـایـَد مـَســتـِمـان مـی کــَــرد و دَرد را نـمـی فـَهـمـیـدیــم …
      .
      .
      .
      اهـل پـنـهـان کـاری نـیـسـتـــم ..!
      اعـتـرافــ مـی کـنـــم : ..
      زمـــــــانــــــی دل یـــکــی راســوزانـــده ام !!
      حــالا ..
      یـــــکـــــی..
      یـــــکــــــی ..
      یـــــــ کــــــــ ی !!
      دلــــم رامــی ســوزانـــنـــــد…
      .
      .
      .
      هــمـه ی ِ قـراردادهــا را کـه روی
      کـاغـذهـای بـی جـان نـمی نویسنـد
      بــعـضی از عـهـدهــا را
      روی قــلـب هـا هــم مـی نــویــسـیـم …
      حـواست به ایـن عـهـدهـای غـیـر کـاغـذی بـاشـد …
      شـکـسـتَنـشـان
      یـک آدم را مـی شـکند……!
      .
      .
      .
      من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت
      در تهاجم با زمان آتش زدم،
      کشتم . . .
      من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم
      یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم
      من زمقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم
      تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم
      من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت
      بهارم رفت
      عشقم مرد
      یارم رفت …
      .
      .
      .
      بعضی آدمها یهو میان…
      یهو زندگیت و قشنگ میکنن…
      یهو میشن همه ی دلخوشیت…
      یهو میشن دلیل خنده هات…
      یهو میشن دلیل نفس کشیدنت..!
      بعد همین جوری یهو میرن…
      یهو گند میزنن به آرزوهات…
      یهو میشن دلیل همه ی غصه هات و همه ی اشکات…
      یهو میشن سبب بالا نیومدن نفست…
      .
      .
      .
      چه کسی حرف مرا می فهمد؟
      چه کسی درد مرا می داند؟
      در پس پرده ی اشک چشمم
      چه کسی راز مرا می خواند؟
      چه کسی واژه ی تنهایی را
      در دل غم زده ام می بیند؟
      با سر انگشت محبت چه کسی
      قطره ی اشک مرا می چیند
      سال ها غیر خداوند بزرگ
      هیچ کس از غمم آگاه نبود
      توشه ی زندگیم در همه عمر
      جز غم و غصه ی جان کاه نبود
      مرگ یک روز و یا یک شب سرد
      چشم غمگین مرا می بندد
      شاید آنجا پس از این رنج و عذاب
      سردی گور به رویم خندد

      موضوع :منوی اصلی,
      نویسنده : | در : یکشنبه 26 خرداد 1392 ساعت: 20:50| دیدگاه: ()
      تعداد بازديد : 444
      نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

      بخش نظرات این مطلب




      نام
      ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
      وبسایت
      :):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
      نظر خصوصی
      مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
      کد امنیتی